می گویند چشم پنجره روح آدمی است ، شاید برای همین باشد که چشمها در مهر هنوز هم در امتداد گامهای " مجتبی تکین " می چرخد.
می گویند خاطرات دروازه دل هر انسانی است . شاید به همین خاطر است که روزهای بودن با مجتبی را نمی توان به صندوقچه فراموشی سپرد.
می گویند صورت آدمی نشانی است از سیرت او. آیا می شود آن صورت آرام و دوست داشتنی را از یاد برد؟
می گویند دو سال است که مجتبی در میان ما نیست ، اما من هر روز او را می بینم . هنوز هم آرامش و متانت بر پهنای صورتش جاریست .هنوز هم برق زندگی در چشمانش موج می زند ، هنوز هم دردها را بروز نمی دهد و رفاقت می کند بی منت .
هنوز هم لنز دوربین اش در انتظار شکار لحظه های ناب است . لحظه های ناب مهر و دوستی .
برچسب: در مورد مهربانی های مادر,دلم برای مهربانی هایت تنگ شده,
نویسنده: حسین قربانی